تبلیغات
وبلاگ همه چی دون - 5 داستان

حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

5 داستان

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 24 خرداد 1392-09:56 قبل از ظهر

در روزگاری دور حدود قرن پانزدهم میلادی، در روستایی نزدیك نورنبرگ آلمان یك خانواده پر جمعیت 10 نفره زندگی می كردند. شغل پدر خانواده كفاف زندگی آنها را نمی داد برای همین او شبانه روزی كار می كرد تا همسر و فرزندانش احساس كمبود نكنند.

در بین فرزندان آنها دو پسر دوقلو بودند به نامهای آلبرت و آبریش. آنها علایق یكسانی هم داشتند و دوست داشتند در آینده نقاش یا مجسمه ساز شوند. آنها آكادمی هنر سوئد را برای تحصیل خود انتخاب كرده بودند.

سالها گذشت و آنها به سن دانشگاه رسیدند. اما پدر قادر به پرداخت هزینه تحصیل هردوی آنها بطور همزمان نبود. برای همین قرار شد كه قرعه كشی كنند و نفر برنده به سوئد رود و نفر بازنده با كار در معدن كمك خرج تحصیل برادرش باشد.

قرعه به نام آبریش افتاد و او ...

ادامه ی داستان و 4 داستان دیگر را در ادامه ی مطلب مشاهده کنید.
به سوئد رفت وبه تحصیل در رشته نقاشی پرداخت. آلبرت هم در معدن كار می كرد. 4 سال گذشت و حالا آبریش یك نقاش معروف شده بود. او با خوشحالی به خانه بازگشت و از آلبرت خواست تا به سوئد برود.

اما دستهای آلبرت در اثر كار در معدن خراب و ضخیم شده و انگشتانش از حالت طبیعی خارج شده بودند. او گفت: من دیگر با این دستها قادر به نقاشی نیستم اما دستهای تو دستهای من هم هست. مهم این است تو به آرزویت رسیدی. آبریش اشك ریخت و برادرش را در آغوش گرفت. برادری كه آینده اش را فدایش كرده بود.

سالها گذشت و نام آبریش دورر بعنوان بهترین نقاش رنسانس در همه دنیا پخش شد. اما ازمیان همه آثارش یك نقاشی بسیار زیبا وجود دارد كه آن را از روی دستهای برادرش آلبرت كشیده و به او هدیه كرده است. یك شاهكار هنری معروف به نام "دستان بهشتی". 

منبع: جام نیوز

دخترم دست من رو بگیر!

دختر کوچولو و پدرش از روی پلی میگذشتن. پدره یه جورایی می ترسید، واسه همین به دخترش گفت: «عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی توی رودخونه.»

دختر کوچیک گفت:«نه بابا، تو دستِ منو بگیر..»

پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید: چه فرقی میکنه؟!

دخترک جواب داد: «اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی واسه م بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان، میدونم هر اتفاقی هم که بیفوته، هیچ وقت دست منو ول نمی کنی.»

در هر رابطه ی دوستی ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست، به عهد و پیمان هاش هست. پس دست کسی روُ که دوست داری رُو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رُو بگیره..

منبع: برترین ها

زوج خوشبخت!

یک زوج در اوایل 60 سالگی ، در یک رستوران کوچک رومانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.

ناگهان یک پری کوچک سر میزشان ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، هر کدامتان میتوانید یک آرزو بکنین.

خانم گفت: اووووووووووووووووه، من میخواهم به همراه همسر عزیزم ، دور دنیا را سفر کنم.

پری چوب جادوئیش را تکان داد و دوتا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:خب ، این خیلی رومانتیکه و فقط یکبار در زندگی اتفاق میافته ، خیلی متاسفم عزیزم ولی من آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خود داشته باشم.

خانم و پری سخت ناامید شده بودن ولی آرزو، آرزو دیگه!

پری چوب جادوئیش را چرخاند و .....آقا 90 ساله شد!

شاگرد كار بلد!

شخصی فرزند خود را نزد بزازی فرستاد به جهت شاگردی. بعد از دو سال پرسید: چیزی آموخته ای؟ گفت: آری، نصف کار را آموخته ام.

گفت: آن کدام است؟ گفت: پارچه باز کردن را یاد گرفته ام، پارچه جمع کردن مانده است.

حکمت شریف طرابلسی

مانع پیشرفت شما کیست؟


وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم!

در ابتدا ، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند اما پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده چه كسی بوده است!!؟
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را...

ساعت10 به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.

دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویا به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.

منبع: روزگار نو




نوع مطلب : داستان  مطالب جالب 

What is limb lengthening surgery?
جمعه 6 مرداد 1396 04:55 بعد از ظهر
What's Happening i'm new to this, I stumbled upon this I have discovered It
absolutely useful and it has aided me out loads.
I'm hoping to contribute & assist different users like its aided me.
Great job.
Why is my Achilles tendon burning?
جمعه 6 مرداد 1396 06:21 قبل از ظهر
This site was... how do you say it? Relevant!!
Finally I've found something that helped me.
Thank you!
https://tamathawessinger.jimdo.com
یکشنبه 25 تیر 1396 08:15 قبل از ظهر
Please let me know if you're looking for a article writer for your blog.
You have some really good posts and I feel I would be a good asset.

If you ever want to take some of the load off, I'd love to
write some material for your blog in exchange for
a link back to mine. Please shoot me an e-mail if interested.
Thanks!
http://jocelynnestle.weebly.com
جمعه 23 تیر 1396 11:47 بعد از ظهر
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News. Do you have any tips on how to get
listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I
never seem to get there! Many thanks
http://jocelynnestle.weebly.com
جمعه 23 تیر 1396 11:43 بعد از ظهر
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News. Do you have any tips on how to get
listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I
never seem to get there! Many thanks
stevensonljlajexzlr.exteen.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:03 بعد از ظهر
I go to see day-to-day some web pages and information sites to read
articles or reviews, but this web site gives feature based posts.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:23 قبل از ظهر
This post offers clear idea in favor of the new people of blogging, that truly how
to do blogging.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:52 قبل از ظهر
I used to be suggested this blog through my cousin. I'm not certain whether
or not this put up is written via him as nobody
else understand such exact about my difficulty.
You are incredible! Thanks!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:34 قبل از ظهر
Wow, that's what I was searching for, what a material! existing here at
this blog, thanks admin of this site.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:42 قبل از ظهر
When I originally commented I appear to have clicked on the
-Notify me when new comments are added- checkbox and from now on each time a comment is added I recieve four emails with
the exact same comment. Perhaps there is a way you are
able to remove me from that service? Thanks
a lot!
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:31 بعد از ظهر
I loved as much as you'll receive carried out
right here. The sketch is attractive, your authored material
stylish. nonetheless, you command get bought an nervousness
over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again as exactly
the same nearly very often inside case you shield this hike.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 09:19 قبل از ظهر
Hmm is anyone else experiencing problems with the pictures on this
blog loading? I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any suggestions would be greatly appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ