حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

just see

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 13 فروردین 1393-02:57 بعد از ظهر

[http://www.aparat.com/v/0UkuX]


نوع مطلب : کلیپ ویدئویی  دختر  پسر 

رابطه تراشیدن ریش با سن مادر!

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 24 خرداد 1392-10:52 قبل از ظهر


جوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند گفت: «مادرم می‌گوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر می‌کنند سنت زیاد است. آن وقت می‌گویند حتماً مادرش هم پیر است. پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»


نوع مطلب : داستان  پسر 

چطور ازدواج کردی؟

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1391-02:03 بعد از ظهر

این سوال رو مریم خانم از دوستان متاهلش میپرسد تا بلکه او هم.....

پیشنهاد میدم اینو هم بخونید.واقعا خنده دار بود و البته روشن کننده.....ادامه مطلب رو ملاحظه کنید
 مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟

شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم
ادامه مطلب

نوع مطلب : دختر  پسر  داستان  مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

سایت خودرو

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 16 خرداد 1391-01:36 بعد از ظهر

سایت خودرو سایتی است که درباره تمام اجزای خودرو مطالب را از منابع گوناگون با درج منبع آنها گرد آوری کرده است و همچنین سایت دارای یک انجمن گفتگو میباشد.مدیر سایت رامین کیانی پور دانشجوی رشته مکانیک است.

برای ورود به سایت بر روی کلمه سایت خودرو کلیک کنید.




دنبالک ها: سایت خودرو 

قضیه من

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 21 اسفند 1390-07:59 بعد از ظهر

قضیه من فرق داره


staroffice,animal,butterfly,summerbird
فهمیدی یا بازم بگم؟...
Yo soy diferente
أنا مختلف
Ես ուրիշ է
Mən müxtəlif Ben
I am Different
Hainbat naiz
Я розны
আমি বিভিন্ন
不同
all,software,current,i


نوع مطلب : پسر  +18 
دنبالک ها: درآمد کلیکی 

قدیما یادش بخیر

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 14 اسفند 1390-08:35 بعد از ظهر

قدیما خوب بود...


این داستان نشون میده چطور از توی کوچه به طور کاملا درب و داغون عبور کنی


تو یکی از پست ها یادتون میاد از ماندانا صحبت کردم.همون دختر همسایمون دیگه بابا.داشتم میگفتم که..آقا..اوی آقا.. تویی که پایین وبلاگ نشستی.آره با تو هستم دارم سر مردوم رو گرم میکنما.هواسمو پرت نکن.دیدی حواسمو پرت کردی حواسو با ه نوشتم.بابا گیج شدم.برو آقا برو.داشتم میگفتم...توی سرویس دانشگاه نشسته بودم داشتم دخترا رو دید میزدم.یکی از یکی زشت تر.البته یه چند تا خوشگل هم بینشون بود.به پسر های دورو برم نگاهی انداختم.همه داشتن مستقیم بهم نگاه میکردن.بگذریم...ادامه داره.کجا میری؟باهاله.بخونی ضرر نمیکنی.

ادامه مطلب

نوع مطلب : +18  دختر  پسر  داستان  مطالب طنز 
دنبالک ها: درآمد کلیکی 

عشق و ایمان

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390-09:48 قبل از ظهر

"اره عشق با ایمان هر دو در كنار هم و مكمل همدیگه، چه اتحاد زیبا و نا گسستنی و محكمیه و فكر میكنم تنها چیزی كه بتونه تو این دنیا ادما رو از بیهوده زندگی كردن و دنبال سراب بودن نجات بده همین عشق با ایمانه.

وقتی عشقت با ایمان بود میفهمی چی میگم و اونقدر عمیق و عظیم وبزرگ میشه كه تمام هستی خودت رو در راهش فدا می كنی.........

به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را

چون هر دوی اینا بدون همدیگه ناقص و معیوبن و نه تنها نجات بخش نیست كه گمراه كننده هم هست هم عشق بدون ایمان، هم ایمان بدون عشق

و چقدر زیبا شریعتی توصیف میكنه:

"ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.ایمان بی عشق تعصبی كور است و عشق بی ایمان كوری متعصب.عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است كه ان را نمیشناسی مگر به ان برسی و چون به ان رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاكستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .عشق بی ایمان تا هنگامی هست كه معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگرد و ان عشق با وصال اغاز.

ایمان بی عشق همچون محفو ظاتی است كه در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است كه عالمی پدید می اورد جاهل و میبینیم كه چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است و پر از زنجیر و غل و بند كه روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی كلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و اثارش عبارت است ازریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق.......

وعشق بی ایمان اثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قر و غمزه و استعمال كردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازك كردن و اخم های كه در مواقع خاص حواله میگردد و غیره كه همه متوجه اسافل اعضا است و بس كه قلمرو این عشق از این مرز نمیگذرد .

واما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق كه موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان كه جوش و خروش و شر و شورهایی فصلی از زندگی است كه با پیری یا ازدواج یا كم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یك نامزد پولدار دیگری كه پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگویم ؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت كرد ان را فراموش میكنی"

 

 

خدایا بمن عشق با ایمان عطا كن.

 



نوع مطلب : عاشقانه  دختر  پسر 

عجیب اما واقعی

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 13 بهمن 1390-11:47 بعد از ظهر

خدایا به بزرگیت قسم به بخشندگی ومهربانیت قسم مارا ببخش وبیامرض خدایا همیشه کمکم کردی همه جا ومن ناشکر بودم همه جا یاریم کردی ومن گناه کار بودم بابا نداشتم اما می دانستم کسی هست همه جا یاریم کند همه جا دستم را بگیرد فقیر ترین توفامیل که هیچ تومحل بودم ازدواج کردم برای نامزدی پول قرض کردم اما همه دنیا بامن بود بدون پول واقعا پول خیلی مهم است باب همان داستان دوستمان که کوهنورد فقط یک متر بازمین فاصله داشت اما خدارا باورنداشت باور کنید هزاران بار خدارادرزندگیم حس کردم ودیدم وچه زیبا بود! آنروزی که به خدمت میرفتم مادر پیرم گریه کرد وگفت به خدا می سپارمت وخدا چه امانت داریست آن روز توجاده زاهدان باسرعت ۱۸۰کیلومتر با یک کامیون تصادف کردیم ۷نفر بودیم به خود خدا قسم حالا بعداز چند سال خودم موبه بدنم راست می شه موقع تصادف یکی من رابلند کرد پرتم کرد بیرون وکنارجاده روی پاهای خودم گذاشت زمین وقتی برگشتم باورنمی کنید دارم گریه مکنم یاد آن لحظه افتادم برگشتم دیدم ماشین هنوز توی هوا می چرخد هرچیز توی آن بود ریخت بیرون دوستام همه مجروح وکشته شدند ومن سالم بودم بدونه کوچک ترین خراشی خودم هنوز باورم نمی شد انروزخداامانتش راسالم برگرداند ما چی می خوایم ازدنیا خدایا یک لحظه ازماقافل نشومارا ازنعمت به یادت بودن محرم نکن این یکی ازآن لحظه های بود که من خدارا دیدم

نوع مطلب : پسر  داستان  مطالب جالب 

مطالبی در رابطه با مرد ها

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 1 بهمن 1390-12:18 بعد از ظهر

-مردها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می کنند البته بدون بخارشان هم بدرد نمی‌خورد.

- مردها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشک آدم رو در می‌آورد.

- مردها مثل سکوت هستند با کوچکترین حرفی میشکنند.

- مردها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می کنند.

- مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

- مردها مثل عینک دودی هستند با هر دو دنیا را تیره و تار می بینی.

- مردها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.

- مردها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا .

- مردها مثل کیک خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان می شود اما کمی بعد دل آدم را میزند.

- مردها مثل زیر شلواری هستند مردا با هیچکدامشان جرأت نمی کنند به بازار بروند.

- مردها مثل توپ هستند تا لگدشان نزنی تکون نمی خورند.

- مردها مثل لاستیک سواری هستند کمتر از چهارتا بیفایده است.

- مردها مثل بچه ها هستند تا وقتی که ساکتند خوبند

نوع مطلب : پسر  مطالب طنز 

خلیج فارس یا خلیج عرب؟

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 30 دی 1390-03:22 بعد از ظهر

اگه یه ایرانی با غیرت هستی.اگه میخوای حقوقت پایمال نشه.اگه میخوای کشور ایران تو دنیا بدرخشه.به سایت زیر برو و به خلیج تا ابد فارس رای بده تا با این کارت به عرب ها بفهمونی که این دریا اسم لایقی داره و باید همین خلیج فارس بمونه.

مگر اینکه از روی جنازمون رد بشه.
برای رای دادن روی فلش سبز کلیک کن. وبه صفحه رای گیری برو و به خلیخ فارس یا Persian Gulf رای بدهید.



فتوشاپ در 70 سال پیش

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 30 دی 1390-11:48 قبل از ظهر

فردی را که مشاهده می کنید ظاهرا توسط فتوشاپ 70 سال گذشته بر روی هواپیما جاسازی شده است. :)



نوع مطلب : پسر  مطالب طنز 

مسافر

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 26 دی 1390-02:18 بعد از ظهر

ای مسافر !

ای جدا ناشدنی !

گامت را آرام تر بردار !

از برم آرام تر بگذر !

تا به کام دل ببینمت ....

بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .

آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ...

و شگفتا! که زیستن با نیمی از روح، تن را می فرساید ...

بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .

مسافر من

! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش

 . با من سخنی بگو .

مگذار یکباره از پا در افتم ...

فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...

جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...

آرام تر بگذر ...

وداع طوفان می آفریند...

اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟!

باران هنگام طوفان را که می بینی !

آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...من چه کنم ؟

تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ...

ای پرنده !

دست خدا به همراهت ...

اما نمی دانی ...

نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...

از خود تهی شده ام ...

نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید؟



نوع مطلب : پسر  دختر 

جوان زن بگیر

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 26 دی 1390-02:15 بعد از ظهر

یک جوانی خواست تا همسر بگیرد
زندگانی را ز نو از سر بگیرد

پیش مادر رفت و گفتش با سلام
حرف آخر با تو دارم یک کلام


دختری دیدم که ابرویش کمان و چشم زاغ
قامتی دارد مثل چلچراغ

مادرش گفتا که ببینم چشم زاغ
می رود در چشم من صد میخ داغ

رو برایم دختر دیگر بیار
تا کنم جشن عروسی برقرار

بار دیگر آمد و گفتا که من
دختری دیدم که با شد شیرزن

مادرش گفتا که این دختر چپ است
تنبل و بیکاره و اهل گپ است

سال دیگر آمد و گفتا که مام
 
خود شدم داماد با یک خوشمرام

مادرش گفتا که ای فرزند من
یک سخن بشنو تو از این پیرزن

هر که خواهد کفش نو بر پا کند
خود رود بازار پیدا کند

اردشیر ماندگاری تفتی


نوع مطلب : دختر  پسر  مطالب طنز 

مرد متولد خرداد، نماد : جوزا

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 23 دی 1390-11:20 قبل از ظهر

مرد متولد خرداد اکثرا دو زنه است و حتی در ضمن ماه عسل ممکن است عروس را بگذارد و برود.

در زناشویی و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجراست وحال و احوال عاشقانه اش بی ثبات و رنگارنگ است.

برای فرزندان پدری نرم و مهربان و ملایم است، ممکن است بچه های خود را لوس کند.

مردی با ذوق،........................


ادامه مطلب

نوع مطلب : طالع بینی  پسر 

مرد متولد فروردین، نماد : حمل

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 18 دی 1390-12:30 قبل از ظهر

مردی است رک و راست ، تند و آتشین مزاج و پر حرارت، عاشق پیشه، حادثه جو، حسود، پرتوقع و ریاست طلب که دوست دارد رهبر و فرمانده باشد . آیا روح این مرد و باطن مخفی او را می شناسید. 


منجمین، مرد متولد این برج را با جملات جالبی توصیف کرده اند. ( رعد وبرق، مشعل پرنده، منبع نیروهای صادق و رک و راست)او برای زن می تواند یک آن بسیار هیجان انگیز و گرم و ایده آل باشدو یک آن دیگر سرد و یخ و بی تفاوت وگریزان.
 


ادامش قشنگه کلیک کن و بخون

نوع مطلب : طالع بینی  پسر 

یادداشت های شخصی یک کاراگاه

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 16 دی 1390-03:25 بعد از ظهر

چه در پی می آید؟
یادداشت های شخصی یک کاراگاه در تهران،از سال های 1395 تا سال 1400 هجری شمسی}

15 شهریور 1395

امروز گزارش مشکوکی به دفترمان گزارش شد. خانم میان سالی از منطقه گیشا از همسایه اش شکایت داشت و می گفت دیشب تا صبح از اتاق پسر نوجوان همسایه شان، جمله ی "غارت نکنید نامردااااا" را با فاصله 5 دقیقه به 5 دقیقه شنیده است. دکتر مخصوص ما برای خانم میان سال دو بسته دیازپام 10 تجویز کرد ...

حالا کجا میری هنوز ادامه داره

نوع مطلب : مطالب طنز  داستان  پسر 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic