حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

just see

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 13 فروردین 1393-02:57 بعد از ظهر

[http://www.aparat.com/v/0UkuX]


نوع مطلب : کلیپ ویدئویی  دختر  پسر 

جک 4

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 16 تیر 1391-09:45 بعد از ظهر

من جک ها و برخی مطالب دیگه مو کپ میزنم.اگه مطلب خودم گیرم بیاد میزارم.کپ میزنم تا وبلاگ همیشه به روز باشه
۴. دیشب سر شام برق ما رفت که رفت
اوضـــاع من و عیــال من شد هشـلفت !
در سر ســفره چراغ گردســـوزی بنــــهاد
یعنـــی به میان سـفره مان آمده نفت !!! 
من آخرشم نفهمیدم این مردا " همشون مثل همن " یا "یكی از یكی بدترن"!!
تكلیف مارو روشن نمیكنین چرا؟
بزرگترین پرورشِ مار در سطحِ خاورمیانه، آستینِ بنده است...


نوع مطلب : جک و لطیفه 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 4

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 7 تیر 1391-09:55 بعد از ظهر

فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛
بمباران میشه،
خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون،
ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره!
.
.
.
.
این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا....؟!!؟

شوما فك می كنید فتوشاپ فقط كامپیوتریه!! ولی من یه خانومی رو دیدم شبیه عانجلینا جولی بود ، بعد بدون آرایش دیدمش شبیه مرحوم نادره بود!!
اینجاس كه بضیا رو می بینی باید بگی: ببخشید فتوشاپه دیگه؟

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم




نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 2

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 4 تیر 1391-08:50 بعد از ظهر

مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!
*****
لیلی شدم مجنون شدی ، شیرین شدم فرهاد شدی ، حوا شدم بعید میدونم آدم بشی!
****
من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 1

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 3 تیر 1391-10:18 بعد از ظهر

امروز به این نتیجه رسیدم که هر وقت میرم کارواش همه پرنده ها اسهال میگیرن...
****
عدالت یعنی چی؟ عدالت یعنی این که یکی پول از باباش ارث می بره، یکی کچلی!!!
******
سادگی یعنی اینکه فکر کنی‌ هربار من خر میشم!
****
یعنی من خودم رو یه یک لحظه جای این دخترای مجرد میزارم
خیلی حالم گرفته میشه که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای مثل من
قصد ازدواج نداره !!


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms 2

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-05:50 بعد از ظهر

ازخدامیخوام موانع روازسرراهت برداره...آخه خرنمیتونه مثه اسب ازروی موانع بپره!!!!


نوع مطلب : sms 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms 1

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-10:49 قبل از ظهر

ازخدامیخوام موانع روازسرراهت برداره...آخه خرنمیتونه مثه اسب ازروی موانع بپره!!!!

نوع مطلب : sms 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

این 5 sms را به کسی نفرستید...

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 31 خرداد 1391-05:41 بعد از ظهر

این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید؟؟این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!این 5 متن پیامک را هرگز ارسال نکنید!

چی رو ارسال نکنیم؟؟ادامه مطلبو بخونیم؟؟؟نخونیم؟من کیم؟اینجا کجاست؟؟



ادامه مطلب

نوع مطلب : دانستنی ها 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

معارفه عاشقانه

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-10:30 بعد از ظهر

معارفه عاشقانه

تشبیه شاعرانه!!!

 

خواندن این مطلب برای کسانی که میخواهند قرار ازدواج بگذارند توصیه میشود

 

اصلا ازش خوشم نمیامد.شل شل حرف میزد.وقتی میخندید دهنش مثل یک گاله تا آخر باز میشد. هیکل نا فرمی داشت.سایز ابعاد مختلف بدنش با هم نمیخوند!!!تازه چند برادر لات و شرور هم داشت که اگه فردا با هم ازدواج میکردیم اگه تقی به توقی میخورد حتما مثل پوستر به دیوار میچسبوندنم..اما چه کنم که مادرم با مادرش قرار گذاشته بود که بچه هامون یک روز بیرون خونه همدیگه رو ببینند وبیشتر با هم حرف بزنن شاید از هم خوششون بیاد.

خوب منم باید چکار میکردم از قدیم گفتن گوش دادن به حرف مادر از واجباته!

مادرم میگفت وقتی داری میری به خودت خوب برس و سعی کن که جاذبه های جنسی خودت رو به رخش بکشی !!!


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستان 
دنبالک ها: درآمد کلیکی 

من و دختر محمود آقا !!!

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-10:46 قبل از ظهر

من و دختر محمود آقا !!!

 

قابل توجه دوستانی که نمیگذارن سرمون تو لاک  خودمون باشه!

 

مادرم همونجا میره روضه که فاطی خانوم,زن یکی از مسئولان کشور که اتفاقا وبلاگ نویس پر سر و صدای هم هست میره روضه. مادرم با نشست و برخاست با فاطی خانوم جدیدا پا تو یک کفش کرده که علی جونم به جای چشم چرونی و یللی تللی باید دختره یک آدم سیاسی رو بگیره.میگم آخه من آدم سیاسی از کجا گیر بیارم که دخترش رو بگیرم. میگه دختر محمود آقا که مقام خوبی هم تو کشور داره رو برات میگیریم. میگم مادر من, من یک عمره تو اتوبوس,کناره پنجره,و تو دانشگاه جاذبه جنسی ام رو به رخ این و اون کشیدم تا بلکم عاشق بشم بعد زن بگیرم آخرش هم که نتونستم حالا بلند شم عاشق یک دختره که ندیدم ونشناختم بشم؟اونم از مسئولان کشور. حالا مگه بابام از مسئولان کشور زن نگرفت چی کم داره؟


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستان 
دنبالک ها: درآمد کلیکی 

عجیب اما واقعی

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 13 بهمن 1390-11:47 بعد از ظهر

خدایا به بزرگیت قسم به بخشندگی ومهربانیت قسم مارا ببخش وبیامرض خدایا همیشه کمکم کردی همه جا ومن ناشکر بودم همه جا یاریم کردی ومن گناه کار بودم بابا نداشتم اما می دانستم کسی هست همه جا یاریم کند همه جا دستم را بگیرد فقیر ترین توفامیل که هیچ تومحل بودم ازدواج کردم برای نامزدی پول قرض کردم اما همه دنیا بامن بود بدون پول واقعا پول خیلی مهم است باب همان داستان دوستمان که کوهنورد فقط یک متر بازمین فاصله داشت اما خدارا باورنداشت باور کنید هزاران بار خدارادرزندگیم حس کردم ودیدم وچه زیبا بود! آنروزی که به خدمت میرفتم مادر پیرم گریه کرد وگفت به خدا می سپارمت وخدا چه امانت داریست آن روز توجاده زاهدان باسرعت ۱۸۰کیلومتر با یک کامیون تصادف کردیم ۷نفر بودیم به خود خدا قسم حالا بعداز چند سال خودم موبه بدنم راست می شه موقع تصادف یکی من رابلند کرد پرتم کرد بیرون وکنارجاده روی پاهای خودم گذاشت زمین وقتی برگشتم باورنمی کنید دارم گریه مکنم یاد آن لحظه افتادم برگشتم دیدم ماشین هنوز توی هوا می چرخد هرچیز توی آن بود ریخت بیرون دوستام همه مجروح وکشته شدند ومن سالم بودم بدونه کوچک ترین خراشی خودم هنوز باورم نمی شد انروزخداامانتش راسالم برگرداند ما چی می خوایم ازدنیا خدایا یک لحظه ازماقافل نشومارا ازنعمت به یادت بودن محرم نکن این یکی ازآن لحظه های بود که من خدارا دیدم

نوع مطلب : پسر  داستان  مطالب جالب 

خانم ها نمی خواهند آقایان بدانند…

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 9 بهمن 1390-03:08 بعد از ظهر

آیا تابه حال به این فکر کرده اید که در ذهن خانم ها چه می گذرد؟ آیا می دانستید که گاهی اوقات منظور خانم ها آن چیزی نیست که بر زبان می آورند؟ آنها ممکن است چیزی به زبان بیاورند و منظورشان دقیقاً برعکس آن باشد. اما خانم ها واقعاً چه می خواهند؟ در این مقاله رازهایی را برایتان فاش می کنیم که خانم ها اصلاً دوست ندارند شما آنها را بدانید! بلوندها همیشه هم خنگ نیستند. اگر فکر می کردید که...

ادامه اش در ادامه مطلب+نظر دهید


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستان  مطالب طنز 

مسافر

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 26 دی 1390-02:18 بعد از ظهر

ای مسافر !

ای جدا ناشدنی !

گامت را آرام تر بردار !

از برم آرام تر بگذر !

تا به کام دل ببینمت ....

بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .

آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ...

و شگفتا! که زیستن با نیمی از روح، تن را می فرساید ...

بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .

مسافر من

! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش

 . با من سخنی بگو .

مگذار یکباره از پا در افتم ...

فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...

جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...

آرام تر بگذر ...

وداع طوفان می آفریند...

اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟!

باران هنگام طوفان را که می بینی !

آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...من چه کنم ؟

تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ...

ای پرنده !

دست خدا به همراهت ...

اما نمی دانی ...

نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...

از خود تهی شده ام ...

نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید؟



نوع مطلب : پسر  دختر 



  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات