حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

قدیما یادش بخیر

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 14 اسفند 1390-08:35 بعد از ظهر

قدیما خوب بود...

این داستان نشون میده چطور از توی کوچه به طور کاملا درب و داغون عبور کنی


تو یکی از پست ها یادتون میاد از ماندانا صحبت کردم.همون دختر همسایمون دیگه بابا.داشتم میگفتم که..آقا..اوی آقا.. تویی که پایین وبلاگ نشستی.آره با تو هستم دارم سر مردوم رو گرم میکنما.هواسمو پرت نکن.دیدی حواسمو پرت کردی حواسو با ه نوشتم.بابا گیج شدم.برو آقا برو.داشتم میگفتم...توی سرویس دانشگاه نشسته بودم داشتم دخترا رو دید میزدم.یکی از یکی زشت تر.البته یه چند تا خوشگل هم بینشون بود.به پسر های دورو برم نگاهی انداختم.همه داشتن مستقیم بهم نگاه میکردن.بگذریم...ادامه داره.کجا میری؟باهاله.بخونی ضرر نمیکنی.

ادامه مطلب

نوع مطلب : +18  دختر  پسر  داستان  مطالب طنز 
دنبالک ها: درآمد کلیکی 



  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic