حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

خخخخخخخخخ

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 20 اسفند 1392-11:37 بعد از ظهر



نوع مطلب : عکس  مطالب طنز 

زندگی زناشویی به دور از دعوا (طنز)

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 27 شهریور 1391-06:31 بعد از ظهر

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم

دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟

آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم

قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!

گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.

حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟

آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...

گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟

آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

شب و موتوری کیف قاپ

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 20 شهریور 1391-07:10 بعد از ظهر

یه شب که تا دیر وقت بیرون بودم وقتی داشتم به خونه برمی گشتم همه جا تاریک بود و توی کوچه کسی نبود پشت سر من یه موتوری که لباس سیاه تنش بود با کلاه کاسکت پیچید تو کوچه, یهو خوف برم داشت کیفم رو سفت چسبیدم و سرعتم رو زیاد کردم, وقتی به من نزدیک شد دیگه داشتم میدویدم با وحشت وارد ساختمون شدم دیدم اونم پیاده شده و داره دنبالم میاد قلبم تند تند میزد پله های ساختمون رو دوتا یکی بالا میرفتم وقتی به من رسید قلبم ایستاد و یه جیغ خفیف کشیدم, اون از من چندتا پله بالاتر رفت که باصدای من به طرفم برگشت اونجا بود که فهمیدم این یارو همسایه واحد بالاییمونه برگشت گفت خانوم اتفاقی افتاده؟
با خجالت گفتم نخیر.
گفت تشریف میبرین بالا؟
یهو متوجه شدم که اینقد ترسیده بودم نفهمیدم کی واحد خودمون رو رد کردم و داشتم میرفتم بالا.
از شرم سرم رو پایین انداختم با سرافکندگی رفتم پایین.
حالا هروقت منو میبینه یه لبخند معنا دار بهم میزه که دوس دارم خفش کنم !

دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

شب و موتوری کیف قاپ

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1391-07:11 بعد از ظهر

یه شب که تا دیر وقت بیرون بودم وقتی داشتم به خونه برمی گشتم همه جا تاریک بود و توی کوچه کسی نبود پشت سر من یه موتوری که لباس سیاه تنش بود با کلاه کاسکت پیچید تو کوچه, یهو خوف برم داشت کیفم رو سفت چسبیدم و سرعتم رو زیاد کردم, وقتی به من نزدیک شد دیگه داشتم میدویدم با وحشت وارد ساختمون شدم دیدم اونم پیاده شده و داره دنبالم میاد قلبم تند تند میزد پله های ساختمون رو دوتا یکی بالا میرفتم وقتی به من رسید قلبم ایستاد و یه جیغ خفیف کشیدم, اون از من چندتا پله بالاتر رفت که باصدای من به طرفم برگشت اونجا بود که فهمیدم این یارو همسایه واحد بالاییمونه برگشت گفت خانوم اتفاقی افتاده؟
با خجالت گفتم نخیر.
گفت تشریف میبرین بالا؟
یهو متوجه شدم که اینقد ترسیده بودم نفهمیدم کی واحد خودمون رو رد کردم و داشتم میرفتم بالا.
از شرم سرم رو پایین انداختم با سرافکندگی رفتم پایین.
حالا هروقت منو میبینه یه لبخند معنا دار بهم میزه که دوس دارم خفش کنم !

دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

پوشک بچه های امروزی ! ( آخر خنده )

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 18 شهریور 1391-07:05 بعد از ظهر

یادش بخیر ما که بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره مالت ، 12 ایربگ ،گیربکس اتوماتیک ,لامپ های زنون , کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، سیستم سرمایشی و گرمایشی هوشمند ، با ال سی دی و خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن ...

نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 7

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 12 تیر 1391-09:25 بعد از ظهر

ساعت 8 صبح
من :)
برگه :)
ساعت 8.15
من :)
برگه :|
ساعت 8.30
من :)
برگه :o
آخر امتحان
من :|
برگه =))

نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 6

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 11 تیر 1391-09:22 بعد از ظهر

اول خدا ، بعد بغل دستی، بعدم استاد !!
(مراحل گام به گام توسل برای امتحان)
یه قانون نانوشته میگه :
اگه یه هفته ام وقت داشته باشی
باید کل کتابو شب امتحان بخونی !
تنها امیدم اینه که برف بیاد،امتحانای فردا لغو بشه!
نخندین ! والا جدی میگم! تنها امیدمه ..!
خدایا امید هیچ كسی رو نا امید نكن :(


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 5

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1391-04:16 بعد از ظهر

مراحل درس خوندن من :
گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی
جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین
... خاک گیری گوشه های موبایل
گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن
اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن
خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن
و در آخر هم خسه شدم و رفتم یه چیزی بخورم :|

نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 4

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 7 تیر 1391-09:55 بعد از ظهر

فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛
بمباران میشه،
خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون،
ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره!
.
.
.
.
این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا....؟!!؟

شوما فك می كنید فتوشاپ فقط كامپیوتریه!! ولی من یه خانومی رو دیدم شبیه عانجلینا جولی بود ، بعد بدون آرایش دیدمش شبیه مرحوم نادره بود!!
اینجاس كه بضیا رو می بینی باید بگی: ببخشید فتوشاپه دیگه؟

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم




نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 3

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 6 تیر 1391-09:52 بعد از ظهر

 

کچل باشی ...
بری بالای شهر میگن مد روزه ، 
بری مرکز شهر میگن سربازی ،
بری پایین شهر میگن زندانی بودی !
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر ..!

**************** 

آقایون محترم توجه کنید :


وقتی دوست دخترتون ازتون میپرسه : 
اگه یه روز ازدواج کردی،من‌ به عروسیت دعوت میکنی؟
بدون اینکه حرفی بزنید صحنه رو ترک کنید 
این سوال در نهایت حیله گری طراحی شده :))

****************

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابیو سبز فسفری و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینُمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید

آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟
بابای ما سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد ... !!!!! شما کلاً هر جور راحتین
یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا...



نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 2

نویسنده :RA Min
تاریخ:یکشنبه 4 تیر 1391-08:50 بعد از ظهر

مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!
*****
لیلی شدم مجنون شدی ، شیرین شدم فرهاد شدی ، حوا شدم بعید میدونم آدم بشی!
****
من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

جمله طنز 1

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 3 تیر 1391-10:18 بعد از ظهر

امروز به این نتیجه رسیدم که هر وقت میرم کارواش همه پرنده ها اسهال میگیرن...
****
عدالت یعنی چی؟ عدالت یعنی این که یکی پول از باباش ارث می بره، یکی کچلی!!!
******
سادگی یعنی اینکه فکر کنی‌ هربار من خر میشم!
****
یعنی من خودم رو یه یک لحظه جای این دخترای مجرد میزارم
خیلی حالم گرفته میشه که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای مثل من
قصد ازدواج نداره !!


نوع مطلب : مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms 1

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-10:49 قبل از ظهر

ازخدامیخوام موانع روازسرراهت برداره...آخه خرنمیتونه مثه اسب ازروی موانع بپره!!!!

نوع مطلب : sms 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

کاریکاتور: راههای جلوگیری از تماشای ماهواره !

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1391-02:27 بعد از ظهر

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید....

ادامه مطلب

نوع مطلب : عکس 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

چطور ازدواج کردی؟

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1391-02:03 بعد از ظهر

این سوال رو مریم خانم از دوستان متاهلش میپرسد تا بلکه او هم.....

پیشنهاد میدم اینو هم بخونید.واقعا خنده دار بود و البته روشن کننده.....ادامه مطلب رو ملاحظه کنید
 مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟

شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم
ادامه مطلب

نوع مطلب : دختر  پسر  داستان  مطالب طنز 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

بد شگون!!!

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 9 اسفند 1390-12:10 قبل از ظهر


بد شگون!!!

 

آیا باخوندن این مطلب نظر دکترمطلب قبلی رو تائید 


میکنید؟!!!

 

درسته که پدر خدا بیامرزش اون موقع  که زنده بود با ازدواج من و پری مخالف بود و دائم میگفت که من  دست وپا چلفتی وشیرین عقلم ,اما این دلیل نمیشد که من بخوام انتقام بگیرم و مجلس ختمش رو بهم بزنم.تازه اونم منی که اولین نفر مشکی پوشیده بودم و اونقدر سر خاکش به سر و روم زدم که همه من رو با اون پسر لندهورش اشتباه گرفته بودن.حتی وضع طوری شده بود که چند نفر زیر بغلم رو گرفته بودن و به من بعنوان پسر همسایه اشون تسلی میدادن!!!


ادامه مطلب

دنبالک ها: درآمد کلیکی 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic