حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

گفته بودم دوستت دارم؟

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 28 شهریور 1391-11:44 قبل از ظهر

دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان 
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری 
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
ع. معروفی
 


نوع مطلب : شعر 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms عاشقانه 3

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 25 شهریور 1391-06:21 بعد از ظهر

در دلم ارزوئ امدنت میمیرد
رفته ای اینک،اما آیا
باز بر می گردی؟
چه تمنای محال
خنده ام می گیرد!!!
...
بقیه در ادامه ی مطلب...
...

ادامه مطلب

نوع مطلب : sms 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms عاشقانه 3

نویسنده :RA Min
تاریخ:چهارشنبه 14 تیر 1391-09:28 بعد از ظهر

عاشق شب خلوت از پی پی گم را
بسیار بود که کژ نهد انجم را
زیرا که شب وصال زحمت باشد
از مردم دیده دیده مردم را
جایگاه همیشگی تو در قلب منه اگه صدف قلبم لایق مروارید وجودت باشد......


نوع مطلب : عاشقانه 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

sms عاشقانه 1

نویسنده :RA Min
تاریخ:جمعه 9 تیر 1391-08:17 بعد از ظهر

سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !.
.گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !..
.گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !..
.او نه چشمهای خیس و شسته ام را.
.نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!
!فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:
دیوانه باران ندیده !! "

نوع مطلب : عاشقانه 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

دو خط موازی

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 15 بهمن 1390-01:42 بعد از ظهر

دو خط موازى زاییـده شدند.. پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو ‏خط موازى چشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند.

خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی ‏از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ‎ .‎

من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار ‏یک نردبام. خط دومی گفت:....

ادامه اش را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب

نوع مطلب : عاشقانه  داستان 

سیب

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 13 بهمن 1390-11:53 بعد از ظهر

تو به من خندیدی
و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچۀ همسایه
سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تُند دوید
سیب را دست تو دید
غضب‌آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به‌خاک
و تو رفتی وهنوز،
سالها هست که در گوش من آرام،
آرام
خش‌خش گام تو تکرار کُنان،
می‌دهد آزارم

و من اندیشه‌کُنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت



نوع مطلب : عاشقانه 

ابراز عشق

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-09:22 قبل از ظهر

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابرازعشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند.
 در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد: .....

ادامه اش در ادامه مطلب+نظر دهید


ادامه مطلب

نوع مطلب : عاشقانه  داستان 

درد مشترک …

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-08:54 قبل از ظهر

دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم
یواش! دست نزن! شیشه ام” ترک دارم

چه قدر وسوسه در چشم انتخاب من است
که بر صداقت آیینه نیز شک دارم

رفیق! بار غریبی به دوش من ماندست
که احتیاج به یک دوست، یک کمک دارم

صدا زدم که: به من در قبال سکه ی زخم
چه می دهید؟ یکی گفت: من نمک دارم

من و تو هر دو غریبیم و آشنای سکوت
خوشم به این که غمی با تو مشترک دارم …

حالا که تا اینجا شو خوندی یه نظری هم بده تا دل ما رو شاد کنی.




نوع مطلب : عاشقانه 

عشق خاموش

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-08:52 قبل از ظهر

حیف است حیف دست تو و دست های من
باید قبول کرد که رفتی… خدای من
بعد از تو آه حال غزل هیچ خوب نیست
بعد از تو آه آه نمانده برای من
یادش به خیر!پشت مرا ناگهان شکست
آن دوستی که خواست بمیرد برای من
حالا شب عروسیتان مست میکنم
تا بهتتان بگیرد از خنده های من
آقا مبارک است چه داماد خوشگلی!
خانم مبارک است به طعنه؟نه وای من
این خانه از همیشه خراب است تا هنوز
این سرنوشت بود نوشتند پای من؟


حالا که تا اینجا شو خوندی یه نظری هم بده تا دل ما رو شاد کنی.


نوع مطلب : عاشقانه 

گریه برای جدایی

نویسنده :RA Min
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-08:41 قبل از ظهر

دیشب از اندوه و رنج بی وفایی گریه کردم

از غم تنهائی و بی هم صدایی گریه کردم

گوشه ی الونک خاموش٬ سرد وبی نشانی

هم صدا با مرغ شب از بی نوائی گریه کردم

نقش رویت را کشیدم باز در لوح خیالم

تا به یاد اوردم ان چشم سیاهت گریه کردم

در بغل زانوی غم بگرفتم وتا نیمه شب

از غم هجران وهنگام جدائی گریه کردم

یادم امد که شد فراموش خیالم

زین همه بی مهری و از بی وفایی گریه کردم

گوشه ای خلوت گزیدم در فراز ارزو

تا بیابم لحظه ای از غم رهایی گریه کردم . . . . . .

حالا که تا اینجا شو خوندی یه نظری هم بده تا دل ما رو شاد کنی.



نوع مطلب : عاشقانه 



  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic