حال ندارم تعارف کنم...هرچی خواستی بردار :)

خرسه چی بهت گفت؟؟؟!!!

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 14 شهریور 1391-12:18 بعد از ظهر

http://tradea.org/uploads/s/Shortstory/1597.jpg
دویست سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند . 
خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت . 
دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت ، چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد . دوست دیگر گفت : خرس به من گفت : با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند . به قول حکیم ارد بزرگ : «دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است» .

آن دو همان جا از هم جدا شدند . دوست ترسویی که به بالای درخت رفته بود تا انتهای جنگل می دوید و از ترس زوزه می کشید .

راستی خرس چه گفت؟؟ادامه ی مطلب را مشاهده کنید.


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستان 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

آیا من به بهشت می روم؟!

نویسنده :RA Min
تاریخ:دوشنبه 13 شهریور 1391-12:09 بعد از ظهر

سالها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار می کردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود.
او فقط یک برادر 5 ساله داشت. دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد.
پسرک از دکتر پرسید: آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟
دکتر جواب داد: بله و پسرک قبول کرد.
او را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج می شد، به دکتر گفت: آیا من به بهشت می روم؟!
پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خونش را به خواهرش بدهند!


قشنگ بود نظر بده.نشنیده بودی نظر بده.بار اولته وبلاگو میبینی نظر بده.


نوع مطلب : داستان 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

داستان کوتاه : اُمیت و روژوه

نویسنده :RA Min
تاریخ:سه شنبه 20 تیر 1391-09:55 بعد از ظهر

http://www.reiran.com/up/free/1378481054.jpg

"خسرو" (اشک بیست و چهارم) فرمانروای ایران پس از آنکه توسط مجلس مهستان به پادشاهی دودمان اشکانیان ایران انتخاب شد .
شنید عده ایی از رایزنان دربار به شاهزادگان " اُمیت " و " روژوه " ، فرزندان "پاکور" پادشاه پیشین ایرانزمین نهیب می زنند که پادشاهی از آن شماست و نه عمویتان خسرو!
هر دو برادر با این سخنان سرافکنده و سرشکسته می شدند ، بیشتر روزها در انزوا و تنها بودند .
پادشاه ایران ماجرای این دو را شنید از این روی امیت و روژوه را فراخواند و به آنها گفت : ریش سفیدان و خردمندان ایران مرا به فرمانروایی برگزیده اند اما باز هم برای من ارزش برادرم پاکور که اکنون در بین ما نیست و شما فرزندان او، بسیار مهمتر از این عنوان است . حال اگر هر دو شما به این نتیجه رسیده اید که بهتر است من در این موقعیت نباشم نامه ایی برای مجلس مهستان می نویسم و از آنها خواهم خواست این عنوان را به کس دیگری بدهند ، شاید انتخاب آنها شما باشید .
فرمانروا ، پسران پادشاه پیشین را تنها گذاشت تا فکر کنند . وقتی برگشت دید در مقابل تخت پادشاهی دو تاج شاهزادگی پسران پاکور است و این بدان معنا بود که آنها به شرایط جدید تن داده و نظر مجلس مهستان را پذیرفته اند و دیگر سهمی از قدرت برای خود قائل نیستند .
پاکور دستور داد تاج ها را به آنها برگردانند و از آنها خواست در کشورداری تنهایش نگذارند . و به آنها گفت قوی باشند و به سخن بدخواهان توجه نکنند و خود باشند یک اشکانی نجیب زاده ، فیلسوف کشورمان حکیم ارد بزرگ می گوید : آدم خودساخته ، بازیچه بادهایی که به هر سو روانند نمی گردد . و اینچنین بود که در طی 19 سال پادشاهی خسرو پادشاه اشکانی ، این دو برادر یاور او و افسرانی شجاع برای کشورمان ایران بودند .

دو نام "امیت" و "روژوه" که ریشه از زبان پهلوی باستان دارند امروز "امید" و "روزبه" خوانده می شوند .

منبع:http://da3tankotah.mihanblog.com/post/87



نوع مطلب : داستان 
دنبالک ها: سایت خودرو سایتی کامل درباره خودرو 

کوتاهترین مرد جهان نیم متر قد دارد + عکس

نویسنده :آرمان ب
تاریخ:یکشنبه 7 اسفند 1390-07:49 بعد از ظهر

عنوان کوچک‌ترین مرد جهان به پیرمردی نپالی رسید.
ایسنا: عنوان کوچک‌ترین مرد جهان به پیرمردی نپالی رسید. این پیرمرد 72 ساله که سایزی در حدود یک عروسک دارد روز یکشنبه نامش در کتاب رکورد‌های گینس ثبت شد.



مقامات ثبت رکورد‌های گینس، پس از انجام بررسی های لازم قد «چاندرا» را 54.6 سانتیمتر اعلام کردند. چاندرا که در یکی از مناطق دورافتاده نپال زندگی می‌کند، پس از اخذ این عنوان گفت: اکنون می‌توانم به سرتاسر نپال و کشور‌های دیگر سفر کنم.

چاندرا همچنین گفت: هیچ تمایلی به ازدواج کردن و تشکیل خانواده ندارد و تنها آرزویش ملاقات با نخست وزیر نپال است. به گفته خانواده چاندرا، ‌او پیش از این به پزشک مراجعه نکرده و دچار بیماری جدی نیز نشده است. چاندرا همچنین به دلیل کوتاهی قدش هیچ وقت بیرون از منزل کار نکرده و تنها کارهای خانه‌اش را انجام می‌داده است.

عنوان کوچک‌ترین مرد جهان پیش از این مختص به فردی فیلیپینی بود که حدود 60 سانتیمتر قد دارد.


نوع مطلب : اخبار 

یه روز صبح زود

نویسنده :RA Min
تاریخ:شنبه 29 بهمن 1390-02:43 بعد از ظهر

امروز راس ساعت 00:00:00 شروع شد.من باز مثل هر روز ساعت 7:00:00 از خواب بلند شدم.به مدت 00:07:36 تو جا خواب نشستم و به روبه رو خیره شدم.به امروز فکر میکردم که خدا میدونست قراره چی بشه.بلند شدم که برم پایین توی حال.از پله ها که داشتم میرفتم پایین یه نگاه به حال انداختم.نور خورشید اونو روشن کرده بود.صدای خروسی از دور میومد.

توی همین فکر ها بودم.از پله ها داشتم میومدم پایین که یکدفعه پام لیز خورد و مثل ... زمین خوردم.
سرم به شدت درد میکرد.جالب بود.حتی یه صدا هم از گلوم در نیومد.اصلا دیگه سرم درد نمیکرد.برگشتم وبه پله ها نگاه کردم.اونجا افتاده بودم.مثل یه جنازه.نه...اینا خواب بود...نه...من مرده بودم؟....من هنوز آرزو داشتم...سنی نداشتم...برگشتم و رو به حال کردم.صدای خروس دیگه نمیومد.نور خورشید بیشتر شده بود به طوری که اصلا مبل و قالی و تلویزیون پیدا نبود...

نتیجه اخلاقی:اول اینکه صبح به این زودی نباید آدم پا شه.دوم اینکه هر نوری که دیدی دلیل این نیست که اون روز روز خوبیه.سوم اینکه وقتی از پله ها داری میری پایین ببین آبی...سسی...چیز لیزی اونجا نریخته باشه که بری اون دنیا...

نامردی اگه این مطلبو کپی کنی.یه کم زور بزن از اون مخت کار بکش.



نوع مطلب : داستان 



  • » سایت عکس از مراسم ها و زیارت گاه های زرتشتی
  • » وبلاگ همه چی دون
  • » سایت آفاب
  • » سایت جک و اس ام اس
  • » کتاب فروشی آفاب
  • » آفاب خودرو
  • » سایت خودرو در میهن بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic